تبليغاتX
دکتر علی شریعتی
هواداران شریعتی

بسم الله الرحمن الرحیم

دُکی جووون»

امروز فقط میخوام از کتاب هبوط در کویر دکتر شریعتی بنویسم .... دارم دیووونه میشم ... خیلی جالب . اصلا انتظار نداشتم دکتر شریعتی این قدر رک همه چی رو بگه ... بخونین ....

:

(دکتر علی شریعتی )

 

*:بهشت این مومنین چهارپایه رو ببین! تهوع آور است ! دنیایی از بیعاری ، عیاشی ،مصرف ، انبار طعام و جماع و دگر هیچ    ( قابل توجه کسایی که همه خلافی میکنن و فقط به ثروتشون می نازن )  

همدم همدل اینها کیست؟ زنهای عظیم و الکپل دمبه دار خوش کله پاچه که فاصله ی  میان دو پل نشیمنگاه به اندازه ی فاصله ی مشرق تا مغرب!!!!!و برای مقدسینی هم که دارای انحارافات جنسی هستندغلمان آماده اند ! بچه قشنگ های سبز خط وسیه خال زیر ابرو برداشته عشوه گر(به اصطلاح به این جور پسر ها میگن کودک) و.... .. . .. . .... . . صفحه19

توضیح خودم : پسر هایی هستن با هزار من ادعای مردونگی از یه دختر هم کمتر و خانوم ترن  و اون مومنین ....  دقیقا واقعیت جامعه اس... طرف چون نماز میخونه خودش رو بهترین آدم حساب میکنه ... نمی گه یه ادم عیاش و دور همه برنامه ای هست ... .

 

**:اما چه رنجی است لذت ها رو تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزار دهنه ای است تنها خوشبخت بودن ! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است . صفحه27

 توضیح خودم: روش فکر کنین دقیقا میفهمین . بعضی روزا خسته میشین دعا میکنین هیچکس دور و برتون نباشه همون موقع یه کم بیشتر فکر کنین .... میبینین اگه هیچ کس نبود هیچ چیز لذتی نداشت ... حتی همین آدم هایی که ازشون خوشت هم نمی آد 

 

***:شیطان نیاز به خدا را در ما قوت میدهد .

توضیح خودم : این دیگه توضیح نمی خواد . اگه شیطانی نبود و دل هیچ مومنی هیچ وقت شکسته نمی شد ، هیچ وقت به یاد خدا و مناجات نمی افتادیم .... وقتی با این شیطان درگیر شدیم میفهمیم وجود خدا چه قدر لازم .

 

 

****:  آدم هایی که با پدر خانومشون ازدواج میکنن ، یعنی عیال ابوی خانوم اند .... آدم هایی که ..... نه شرم آور است و دور از عفت یاد آوری و منافی نجابت تصور .....     صفحه 14

توضیح خودم: هیچ توضیحی نمی خواد ... آدم های ............. گشاد که فقط برای .... . هیچی .

 

 

 

 

*****: ( اینجا انتقاد شون رو در قالب انتقاد از کار فرشه ها بیان کرده )

خود خدا بارها در تورات وو قرآن فرموده : انسان ها از گل و لای سیل خاک ، لایه ی تهنشین شده ،لجن بو گندو درست شده ...! خوب از گل و لای و لجن مگر میخواهید چه از آب درآید ؟

من از روی همین آدم هاییی که هر روز خروار خروار درست میکنند ( فرشته ها )  فهمیدم که آنها کارمزدی هستند ... تقلب میکنند ... حتی توی همین لجن و گل و لای هم جنس آشغال میزنند .از مایه ی عقل و شعور و زیبایی آن بارقه ی قدسی اهورایی کش میروند و ریشه و پی و چربی و استخون ِش رو زیاد میکنن .... باز این فرشته ها اوایل کارهای بهتری را بیرون می دادند .هر چهی میگذرد بدتر میشود ... مگر نمیبینی؟ حتی بعضی ها رو همین جور نیمه کاره بیرون میدهند.بعضی ها رو فقط اطاقشان رو میسازند و خالی به بازار میدهند و.... غالبا یادشون میرود یک قطره عقل و شعور  عاطفه و فهم و ظرافت و انسانیت توی لش به این سنگینی بچکانند .یه گردی به اندازه ی زعفران رو ی پلو برای تزیین ، برای جلوی چشم مشتری رویش بپاشند . و......

این فرشته ها این قدر سرشون شلوغ که گاهی اشتباه میکنند و لوازم آدم ها را اشتباهی نصب میکنند . مثلا

یا چشم و لب و ماسک ی که :زبانی که برای یک آدم حسابی شرافتمند ساخته بودند را میگذارند تو دهن یه آدم قالتاق هفت خط. برای یه تیپ معصوم و دوست داشتنی ساخته بودند را میکشند به صورت یک  رند هفت خط بد کاره ... و ... و... و.... .

این کتاب از چندین قسمت تشکیل شده . این مال قسمت اولش بود ... البته خیلی مختصر. قسمت ( دوست داشتن ازعشق برتر است) که از صفحه ی295 شروع میشه خیلی جالب و خوندنیه ... بهتون پیشنهاد میکنم بخونین .

 

 

جمله ی منتخب کتاب از نظر من .... :

 

مگر نه که « ارزش هر دلی به حرفهای است که برای نگفتن دارد » >؟ پس نمی گویم ... نخواهم گفت و  نگفتم .

 

نوشته شده توسط ابوالفضل شریعتی در ساعت 0:23 | لینک  | 

سلام ... اومدم با حرفایی تک و میتونم بگم از قشنگ ترین حرف های دکتر .... بخونین و لذت ببرین .

با همه چیز درامیز و با هیچ چیز امیخته نشو. در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش. دکتر علی شریعتی

***************************

مردان در صید عشق به وسعت نامنتهایی نامردند، گدایی عشق میکنند تا وقتی مطمئن به تسخیر قلب زن نشدند ، اما همین که مطمئن شدند مردانگی را در کمال نامردی به جا می آورند. "دکتر علی شریعتی

*********************************

بگذار شیطنت عشق

چشمان تو را به عریانی خویش بگشایند

هر چند آنجا جز پریشانی نباشد

اما كوری را به خاطر آرامش تحمل مكن.

 * دکتر علی شریعتی

*****************************

اگر مثل گاو گنده باشی،میدوشنت، اگر مثل خر قوی باشی،بارت می كنند، اگر مثل اسب دونده باشی،سوارت می شوند.... فقط از فهمیدن تو می ترسند. دکتر علی شریعتی

*****************************

ای خداوند :.. به روشنفكران ما ایمان و به متعصبین ما فهم و به فهمیدگان ما تعصب
و به مردان ما شعور
وبه زنان ما شرف
و به جوانهای ما اصالت
و به اساتید ما عقیده
و به دانشجویان ما نیز عقیده
و به مبلغان ما حقیقت
و به نویسندگان ما تعهد

و به هنر مندان ما درد
و به شاعران ما شعور
و به محققان ما هدف
و به محافظه كاران ما گستاخی
و به خود بینان ما انصاف
و به فحاشان ما ادب
وبه به مردم ما خود آگاهی .. همت تصمیم و استعداد فداكاری و شایستگی نجات و عزت ببخش

 

دکترعلی شریعتی

 

 

عشق است دکتر شریعتی ... امیدوارم لذت برده باشین .

 

نوشته شده توسط ابوالفضل شریعتی در ساعت 18:18 | لینک  | 

این حرفو تو وبلاگ خودم هم زدم ... خیلی وقت قبل از اینکه این مطالب رو بخونم. متسافنه هممون فراموش کردیم که یه روزی میمیریم و آسایش و آرامش خانواده مون رو برای تهیه ی وسائل آسایل میدیم ... ماشین لوکس ... گوشی آخرین مدل و... . همین حلال و حروم نکردن ... همین کلاه گذاشتن بر سر برادر دینیمون ... همینا آرامش رو از این جامعه ی اسما مسلمون گرفته . بخدا همه جا نکبت گرفته .

بشنویم از دکتر شریعتی:

پوچی زندگی امروز یعنی « فدا کردن آسایش برای فقط و فقط وسائل آسایش »

با این دور ابلهانه ای که زندگی امروز برداشته و انسان را هم اسیر کرده و اینهمه نیازهای عظیم و بزرگ و پر شکوه ، عمیق ماوراءالطبیعی که انسان دارد -همه را - تعطیل کرده و فقط او را مقتدر کرده است .

در چنین جامعه ای انسان پوچ می شود و این پوچی زندگی امروز را همه فلاسفه ، هنرمندان ، دانشمندان بزرگ - متدین و غیر متدین - و هر کس از هنرمند و دانشمند و نویسنده و فیلسوف ، موزیسین ، رمان نویس ، کارگردان ، همه ابعاد و همه اندیشه های امروز که تمدن امروز و انسان امروز را بخوبی میشناسند اعلام کرده اند.

« ژان ایزوله » دانشمند فرانسوی این قهرمان را سمبل انسان امروز میداند.

این انسانی که قدرت و صلابت سنگ را پیدا کرده است امروز تزلزل، فرو ریختن و نابود شدن ناگهانی اش از همه ادوار گوناگون بشری و از همه وقت بیشتر است.

                                                         « دکتر علی شریعتی »

نوشته شده توسط ابوالفضل شریعتی در ساعت 23:6 | لینک  | 

سیمای سرمایه داری

سرمایه داری « پول » را جانشین « خدا »

و « تولید » را جانشین « توحید »

و « اقتصاد » را جانشین « عشق »

و « قدرت » را به جای « حقیقت »

و « لذت » را به جای « کمال » ،

« سلطه بر طبیعت » را به جای « تسلط بر خویش »؛

« قانون جنگلی » که وارث هزاران سال فرهنگ و قانون و حقوق می شود

و رابطه ها ،رابطه گرگان و سگانی که بر مرداری هجوم برده اند و این بر آن مخلب میکشد و این بر آن منقار؛

زندگی کردن برای مصرف،قربانی کردن « آسایش » برای ساختن و خریدن « وسایل آسایش » و در نهایت انسان پرستنده می ماند؛

اما نه دیگر چون گذشته پرستنده کمال، ارزش، زیبایی ها، مطلق، خیر، بینایی، آفرینندگی، جود، بلکه پرستنده دو چیز:

        « سرمایه »  و « سکس »

آگاه از اینکه آدمی اکنون بیگانه پول میشود و دیوانه لذت و بنده مصرف:

مسخ فطرت، بندگی و جنون در پست ترین و ننگین ترین شکلش.

                                                «دکتر علی شریعتی»

                                               ( انسان بی خود ص ۳۵۴ )

نوشته شده توسط ابوالفضل شریعتی در ساعت 22:45 | لینک  | 

« شرافت مرد همچون بکارت یک زن است . اگر یک بار لکه دار شد دیگر هیچ چیز جبرانش را نمی تواند . »

« علی شریعتی »

خواستم بگویم که:

فاطمه دختر خدیجه بزرگ است.

   دیدم که فاطمه نیست.

   خواستم بگویم که:

فاطمه دختر محمد(ص) است.

   دیدم که فاطمه نیست.

   خواستم بگویم که:

فاطمه همسر علی است.

   دیدم که فاطمه نیست.

   خواستم بگویم که:

فاطمه مادر حسین است.

   دیدم که فاطمه نیست.

   خواستم بگویم که:

فاطمه مادر زینب است.

   باز دیدم که فاطمه نیست.

   نه ، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.

«فاطمه،فاطمه است»

                                     دکتر علی شریعتی

نوشته شده توسط ابوالفضل شریعتی در ساعت 22:37 | لینک  | 

 ۱۰ سخن از شهید دکتر علی شریعتی که هر کدام در خودش هزاران سخن دگر نهفته است :  

۱.مسئولیت زاده توانایی نیست ، زاده آگاهی است و زاده انسان بودن.

۲.دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند.

۳.ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

۴.عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است.

۵.اگر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن می پوسی.

۶.خدا و انسان و عشق ، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی می کند.

۷.قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد.

۸.مرا کسی نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسی می خواست ، که من کس نداشتم . کسم خدا بود ، کس بی کسان.

۹.هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که احساسش می کنند ، هست.

۱۰.استوار ماندن و زیر هر باری نرفتن ، دین من است.

نوشته شده توسط ابوالفضل شریعتی در ساعت 22:25 | لینک  | 

شریعتی از تولد تا شهادت:
دکتر علی شریعتی در دوم آذر ماه سال هزار و سیصد و دوازده در روستای کاهک از توابع سبزوار به دنیا آمد . پدرش محمد تقی شریعتی از محققان و نویسندگان دینی معاصر و مادرش زهرا امینی است .
دوران دبستان را در مزینان گذراند و برای ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان وارد دبیرستان فردوسی مشهد شد و در سال 1329 وارد دانشسرای مقدماتی مشهد شد. در سال 1331 دانشسرای مقدماتی را به پایان رساند و اقدام به تاسیس انجمن اسلامی دانش آموزان نمود.
در سال 1332 به عضویت نهضت مقاومت ملی در آمد و در سال 1333 موفق به اخذ دیپلم کامل ادبی شد و در همان سال اولین کتاب خود را که ترجمه ای از یک کتاب بود به چاپ رساند.
دکتر علی شریعتی در سال 1334 وارد دانشکده ادبیات مشهد شد و در همان سال اقدام به انتشار یکی از انقلابی ترین کتابهای خود یعنی ابوذر غفاری نمود .
در سال 1336 به همراه عده ای از اعضای نهضت مقاومت ملی در مشهد دستگیر شد و در سال 1337 از دانشکده ادبیات با رتبه اول فارق التحصیل شد و با یکی از همکلاسیان خود به نام پوران شریعت رضوی ازدواج کرد .
دکتر علی شریعتی در سال 1338 با بورسیه دولتی برای ادامه تحصیلات عازم فرانسه شد و در آنجا هم دست از مبارزه بر نداشت و به سازمان آزادیبخش الجزایر پیوست و به همین دلیل مدتی را در زندان فرانسه به سر برد و در همانجا بود که با افکار نوین افرادی چون سارتر و فانون و ... آشنا شد .
در سال 1341 بود که به همکاری با جبهه ملی و نهضت آزادی و نشریه ایران آزاد پرداخت و به همین دلیل پس از پایان تحصیلات و اخذ مدرک دکتری در رشته تاریخ و مراجعت به ایران در مرز دستگیر شد ولی پس از مدتی آزاد شد و به همکاری با اداره فرهنگ پرداخت و پس از آن به عنوان کارشناس بررسی کتب درسی منسوب شد .
اوج فعالیتهای دکتر در سال 1345 هنگامی که به عنوان استادیار رشته تاریخ دانشکده مشهد برگزیده شد ، شروع شد و در سال 47 بود که به سخنرانیهای آتشین خود در حسینیه ارشاد پرداخت و به همین علت در سال 52 به مدت 18 ماه در زندان انفرادی شهربانی بود. که پس از آن از سخنرانی منع و خانه نشین شد و مجبور به ترک ایران شد که متاسفانه این سفر دیگر بازگشتی نداشت .

دکتر علی شریعتی در سحرگاه 29 خرداد 1356 در سوت همپتون انگلیس جان به جان آفرین تسلیم می کند و دوستان و آشنایان با افکارش را در غمی بزرگ فرو می برد.
نوشته شده توسط ابوالفضل شریعتی در ساعت 22:23 | لینک  | 

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

                 نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم

                که از خاک گلویم سوتکی سازد،

                       گلویم سوتکی باشد،بدست کودکی گستاخ و بازیگوش

                                      و او یکریز و پی در پی

                 دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد

                                 و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد،

                بدین سان بشکند در من،

                                       سکوت مرگبارم را.........

«دکتر علی شریعتی»

نوشته شده توسط ابوالفضل شریعتی در ساعت 22:21 | لینک  | 

سلام ... دوستای عزیز . من هوادار دکتر علی شریعتی هستم . دیوونشم . تو این وبلاگ میخوام با گزیده از حرفاش و سخناش شما رو هم با ایشون آشنا کنم . اشالله مفید باشه .

خداحافظ.

دکتر علی شریعتی

نوشته شده توسط ابوالفضل شریعتی در ساعت 22:17 | لینک  |